سرگرد خلبان «رهنورد»* يكي از خلبانان افسانهاي تامكتهاي نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران بود كه پيروزيهاي متعددي در نبردهاي سنگين بهمن ماه 1366 به دست آورد. وي كه پرواز با جنگندههاي F-5 و F-4 را در كارنامه خود داشت، پيش از همه، خلبان كاركشته فانتوم بود. اين خلبان كه در ميان همرزمانش در مهارت پرواز شهرت داشت هرگز نتوانست به مقام «تكخال» دست پيدا كند اما با توجه به توفيقها و رشادتهايش، نيروي هوايي وي را به كسب لقب «تاپگان» مفتخر كرد. او در واقع نه تنها به خاطر پيروزيهاي هوا به هوايش مورد احترام بود بلكه شجاعت و دلاوريش در رويارويي با دشمن نيز زبانزد همكاران بود.
در صبح روز 27 بهمن 1366، اين خلبان به تنهايي ماموريت گشت رزمي را توسط يك فروند F-14A به عهده داشت. جنگنده در حالي كه در 23 كيلومتري غرب جزيره سيري مشغول گشت بود، خلبان كابين عقب اطلاع داد كه چهار فروند جنگنده عراقي دقيقا به سمت آنها در حركت هستند. مهاجمان كه به دو دسته دو فروندي تقسيم شده بودند از دو جهت به تامكت نزديك ميشدند. رهنورد بلافاصله متوجه شد جنگندههاي مزبور اين بار نيز ميخواهد از تاكتيك استانداردي كه بارها براي از بين بردن تامكتهاي نيروي هوايي به كار بسته بودند سود ببرند. وي با استفاده از ابزارهاي قويتري كه F-14A در مقابل رقبا در اختيارش قرار داده بود در شروع بازي پيشدستي كرده و يك تيرموشك اسپارو به سمت متجاوزان شليك كرد. متاسفانه باز هم موشك دچار نقص فني شده و نتوانست به هدف چنگ بيندازد.
خلبان تامكت ما ريسك نكرد و با توجه به اينكه شايد AIM-7هاي ديگر نيز دچار نقص باشند، موشكهاي حرارتي را وارد معركه كرد. وي با تاكتيك هوشمندانهاي قدرت TF-30 را مورد بهرهبرداري قرار داد، صعود قدرتمندانهاي كرد و با استفاده از تابش نور خورشيد ـ بهطوري كه دشمن را ناتوان از شناسايي چشمي خود كند ـ شيرجهاي زده و پشت سر دو فروند نزديك به خود قرار گرفت. بلافاصله سايدوايندري را درگير كرده و گازهاي خروجي موتورهاي يكي از ميراژها را بلاي جانش كرد. هجوم توپ آتشين فرانسوي در آسمان صحنهاي ديدني بود.
با وجود انهدام يكي از ميراژها، خلبانان عراقي توانستند تامكت را از محدوده گشتزني و محافظت از جزيره خارك بيرون بياورند. دسته دو فروندي باقيمانده با استفاده از فرصت به دست آمده وارد فضاي دفاع ضدهوايي نيروي هوايي در اطراف جزيره شدند. تامكت با توجه به اينكه ديگر سوخت آنچناني برايش باقي نمانده بود به سمت شمال گردش كرده و به KC707 كه انتظارش را ميكشيد پيوست. هنوز 3 تيرموشك حرارتي باقيمانده بود و خلبان تامكت تصميم داشت تا نهايت استفاده از آنها ببرد.
با رسيدن ميراژها به خارك، اين جنگندهها در يك مسير مستقيم وارد فضاي پوشش پدافند شدند ولي در ثانيههاي نخست تجاوز، رهبر دسته توسط يك تيرموشك زمين به هواي MIM-23B به درك واصل شد. ميراژ شماره 2 بيتوجه به از دست دادن رفقا، راه خود را ادامه داد و هدف را با دقت بالايي بمباران كرد. سپس بلافاصله گردش تندي كرد و راه خانه را در پيش گرفت. در اين لحظه، رهنورد كه تا حدودي دير به صحنه كارزار پا گذاشته بود با سرعت بالا و ارتفاع پايين از سمت شمال به ميراژ نگونبخت رسيد. دو شكارچي دوباره با هم سرشاخ شده بودند. تامكت بلافاصله صعود و گردشي كرد و يك AIM-9P را روانه دم هواپيماي عراقي نمود. خلبان تامكت براي لحظهاي از به هدف رسيدن موشك مايوس شد و ديد سايدوايندر شليك شده راهي درياست! اما اين خطاي ديد وي بود؛ موشك مزبور دم ميراژ متجاوز را متلاشي كرده بود و به نظر ميرسيد براي ملاقات جلبكهاي كف آبهاي خليج هميشه فارس همين كافي باشد!!! با تحميل اين تلفات به نيروي هوايي عراق، بعثيها تا 9 روز ديگر حتي اطراف خارك هم آفتابي نشدند.
در ساعت 18:55 عصر روز ششم اسفند، يك فروند F-14A كه مشغول گشتزني بر فراز مراكز راهبردي كشور در خليجفارس بود، يك فروند بمبافكن جيان B-60 (گونه چيني بمبافكن Tu-16 روسيه) را لحظاتي پس از شليك يك تيرموشك ضدكشتي C601 به سمت يك ناو جنگي نيروي دريايي ارتش جمهوري اسلامي ايران رهگيري كرد. خلبان بلافاصله دو تيرموشك AIM-54A را به سمت اهداف خود شليك نمود. هر دو فينيكس به ثمر نشسته، بمبافكن B-60 و موشك C601 را ناكام در آسمان متلاشي كردند.
بهمن ماه 1366 يكي از ماههاي پربار براي گردان 81 شكاري بود. خلبانان اين گردان 5 پيروزي تثبيت شده و دو پيروزي احتمالي، ضد جنگندههاي F1EQ-5/6 به اضافه انهدام يك فروند بمبافكن B-60 را در كارنامه خود ثبت كردند. درباره دو پيروزي احتمالي گفتني است اين پيروزيها در نخستين نبرد هوايي كه گردان 81 شكاري نخستين F-14 خود را از دست داد حاصل شدند. در اين نبرد، يكي از تكخالهاي نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران، سرگرد خلبان «جليل زندي» نبرد بسيار سنگيني با 8 جنگنده ميراژ عراقي آغاز كرد و دو تيرموشك سايدوايندر به سمت آنها شليك نمود. با توجه به حجم فوقالعاده درگيري، خلبانان تامكت فرصت رديابي موشكهاي خود را پيدا نكردند. متاسفانه در اين درگيري ناجوانمردانه، F-14 سرگرد «زندي» هدف چندين تيرموشك R550 و يك تيرموشك سوپر 530D قرار گرفت اما خلبان زبردست ما لاشه عقاب را از دست كفتارها بيرون كشيده و با يك موتور صدمه ديده راه بازگشت را پيش گرفت ولي تنها موتور باقيمانده ديگر ياراي همراهي هواپيما را نداشت و با كمال تاسف، خلبانان ما مجبور شدند خروج اضطراري كرده و تامكت را به آغوش آبهاي نيلگون خليجفارس راهنمايي كنند.
اين آخرين ماموريت جنگي سرگرد خلبان زندي بود كه تا آن تاريخ با 9 پيروزي تثبيت شده و 3 پيروزي احتمالي، لقب پرافتخارترين خلبان F-14 را به خود اختصاص داد. امير سرتيپ خلبان زندي كه پيش از پيروزي انقلاب شكوهمند اسلامي از خلبانان باتجربه تامكت بود، پس از انقلاب نيز سابقه درخشاني با F-14 از خود به جاي گذاشت. وي در سال 1370 با درجه سرتيپي بازنشسته شد و متاسفانه پس از مدت كوتاهي، به علت ناراحتي قلبي به ديار باقي پرواز نمود. روحش شاد و يادش گرامي!
چشمزهر ققنوس
گردان 81 شكاري در طول اسفند 1366 نيز خطمشي موفق خود را همچنان ادامه داد. اگرچه نخستين پيروزي اين ماه نصيب گردان 82 شد. در درگيري مذكور، تامكت گردان 82 شكاري در غرب كشور يك فروند سوخوي Su-20 را بيبال و پر كرد و خلبان آن ستوان يكم خلبان «سمير ناجينوسايف» به اسارت درآمد. در روز 28 اسفند، در حالي كه ناوچهها و ناو هواپيمابر امريكايي در صحنه شاهد و ناظر ماجرا بودند F-14A گردان 81، يك فروند ميراژ F1EQ-5 را بر فراز آبهاي گرم خليجفارس منهدم كرد. با اين حال، گردان 81 بزرگترين موفقيت خود را در روزهاي آتي به دست آورد، زماني كه نيروي هوايي عراق با طناب پوسيده نيروي دريايي ايالات متحده ـ كه همانا گزارشي بود مبني بر اينكه «آبهاي بين بوشهر و خارك محافظ آنچناني نداشته و پر از طعمههاي چرب و نرم براي اگزوستهاي شماست.» ـ به چاه رفت و به خيال خود خواست طومار صادرات نفت ايران از خارك را در هم بپيچد!!!
روز 29 اسفند بود و عقربههاي ساعت زمان يك بامداد را نشان ميداد.، گويي اين روز كه سالروز ملي شدن صنعت نفت است، بايستي همه چيز با نفت گره بخورد! «شب بيست و نهم» خليجفارس سكوتي پر از فرياد داشت و آرامش خاصي بر پهنه بيكران آن حكمفرما بود، آرامش قبل از طوفان! در همين لحظات، نخستين موج هواپيماهاي عراقي شامل 4 فروند بمبافكن فراصوت سنگين Tu-22B (بلايندر) با پشتيباني 6 فروند ميراژ از مبدا پايگاه هوايي «الشعيبيه» نزديك بصره به مقصد جزيره خارك به آسمان برخاستند. با رسيدن به برد موشك، 2 فروند ميراژ، اگزوستهاي خود را به سمت يك نفتكش آتش نمودند كه دقيقا به قسمت محل سكونت خدمه كشتي برخورد كردند ولي نتوانستند آن را غرق كنند. 32 دقيقه بعد، «بلايندرها» با پشتيباني اخلال الكترونيك سنگين غلافهاي ECM «كايمن»، در حالي كه هر كدام مجهز به 12 تيربمب سنگين FAB-500 بودند وارد معركه شدند. در اين تهاجم وسيع، عراقيها كه در آن اصل غافلگيري كاملا رعايت شده بود با بمبافكنهاي خود نفتكش فوقسنگين 316 هزار تني «آوا» را با چندين بمب مورد حمله قرار داده و آتشسوزي بسيار گستردهاي به راه انداختند. انفجارهاي پيدرپي، آوا را لحظه به لحظه به نابودي نزديك كرد و 22 نفر از خدمه آن را به شهادت رساند. در همين لحظه، نفتكش 253 هزار تني «سنندج» نيز با دقت بالايي بمباران شد كه حين غرق شدن، 26 نفر به شهادت رسيدند. پس از اتمام بمباران، بلايندرها با استفاده از سرعت بالاي خود، پيش از آنكه حتي يكي از رهگيرهاي پايگاه بوشهر بتواند به معركه برسد از صحنه ناپديد شدند.
ناوهاي رزمي نيروي دريايي ايالات متحده كه كاملا صحنه را زير نظر داشتند بلافاصله و طي گزارشي آن را موفقيتآميز توصيف كردند.
در سوي ديگر ميدان، با اعلام وضع اضطراري، دو فروند F-14A از سمت جنوب شرق و دو فروند F-4E از سمت جنوب بلافاصله خود را به خارك رساندند. در توصيف آنچه پس از اين در ساعت 9:32 در مهلكه خارك اتفاق افتاد فقط ميتوان گفت كه مصيبت عظيمي گريبان نيروي هوايي عراق را گرفت. دو فروند تامكت ما كه در شرايط عملياتي بسيار خوبي به سر ميبردند با همكاري فوقالعادهاي به متجاوزان رسيدند و ... «چنانت بكوبم به گرز گران * كه پولاد كوبند آهنگران».
در همين لحظه بود كه سيل ققنوسهاي خشمگين به سوي كلاغهاي زبون بال گشودند. صيد صبح تامكتها يك فروند توپولف Tu-22B و يك فروند ميگ MiG-25RB بود. دقايقي بعد، فانتومها نيز افتخار آفريده و يك بلايندر ديگر را به وسيله موشكهاي اسپارو به نيستي كشاندند. احتمال نابودي ديگر بمبافكنها و جنگندهها نيز بسيار بالاست اما اعلام و يا تاييد نشده است.
در حالي كه تامكتها در ارتفاع بالا با بمبافكنهاي عراقي درگير شده بودند، ميگ MiG-23ها و سوخوي Su-22ها از فرصت استفاده كرده و در ارتفاع پايين به خارك نزديك شدند. در اين هنگام تنها پايگاه موشكي هاوك حاضر در صحنه، آتش خود را متوجه مهاجمان كرد. توفيق اين موشكها، شكار دستكم يك فروند ميگ و يك فروند سوخوي بود. بايد گفت تهاجم بسيار ويرانگري بود؛ دو نفتكش بزرگ ايران غرق شد و بزرگترين و سنگينترين تخريب «جنگ نفتكشها» به وقوع پيوست. اين دو نفتكش فوقسنگين در حالي نابود شدند كه وظيفه رساندن نفت خام به نفتكشهاي مشتريان در دورترين نقطه خليجفارس را بدوش ميكشيدند.
انهدام اين دو كشتي كه از بزرگترين نفتكشهاي موجود ايران به شمار ميآمدند سبب ايجاد تاخير قابل ملاحظهاي در صدرو نفت ايران شد. با تمام اين اوصاف، در بررسي راهبردي اين تهاجم ميبينيم كه نيروي هوايي عراق با وجود انجام يك حمله گسترده، نه تنها نتوانست تاسيسات صدور نفت ايران را به نابودي بكشاند بلكه حداقل دو فروند توپولف Tu-22B، يك فروند از جنگندههاي ميگ MiG-25RB، ميگ MiG-23BK و سوخوي Su-22M-4K را در زماني از دست داد كه با وجود كمبود شديد خلبان آموزش ديده مواجه بود.
در همين دوره، تلفات به نسبت بالاي گردان يكم شكاري ـ شناسايي نيروي هوايي عراق را شاهد هستيم، در نخستين روز سال 1367، 4 فروند فاكسبت اكتشافي با ورود به مرز ايران به دو دسته تقسيم شده و به مسير خود ادامه ميدهند. راس ساعت 14:12 دو فروند از آنها در حالي به آسمان «بروجرد» ميرسند كه 8 دقيقه پيش از آن، دو فروند ديگر، مناطق مسكوني شهر «همدان» را بمباران كرده، 25 نفر از شهروندان بيدفاع را شهيد و 46 نفر را زخمي ميكنند. دو دقيقه بعد، يكي از ميگها در حالي كه ماموريت خود را به اتمام رسانده و در حال بازگشت به خانه بود مورد اصابت موشك قرار گرفته و سقوط ميكند. در روز سوم فروردين، دو فروند ميگ MiG-25RB شهر «تبريز» را بمباران ميكنند. دوباره و در ساعت 16:30 پوزه يكي ديگر از فاكسبتها به خاك ماليده ميشود و به كوههاي اطراف شهر برخورد ميكند. در ادامه، در روز پنجم همين ماه، يك فروند ميراژ ديگر نيز درپي تهاجم به حريم هوايي ايران نميتواند به خانه برگردد!
اگرچه جنگ تحميلي به پايان خود نزديك ميشد ولي گويي نبردهاي هوايي را پاياني نبود. يكي از خلبانان تامكت توضيح ميدهد: «در حالي كه عراق در كنار غرب ادعا ميكرد كه ديگر هيچ تامكتي قابل پرواز نيست! نبردي بين ما و ميراژهاي عراقي از بهمن ماه سال 1366 تا تيرماه 1367 در جريان بود. تا آن زمان جنگندههاي عراقي همواره از دست ما فرار ميكردند اما حالا ديگر داستان فرق ميكرد! خلبانان ميراژهاي عراقي درگيري مستقيم و شاخ به شاخ را با ما آغاز كردند. خلباناني كه توسط نيروهاي فرانسوي و شوروي آموزش ديده بودند. تاكتيكهاي طراحي شده خوب، عملياتي و حساب شده كار عادي آنها بود. ميراژهاي F1EQ-5/6 اين خلبانان بهترين جنگافزار موجود عراق محسوب ميشدند و با توجه به موشكهاي جديد، كاملا با فانتومهاي ما قابل مقايسه بودند. ما هيچ ترسي از آنها به دل نداشتيم چون بهترين خلبانان عراقي در مقابل خلبانان درجه دو ما هم حرفي براي گفتن نداشتند. با اين حال، اين خلبانان و جنگندههايشان موجودات قابل توجهي به نظر ميآمدند. ما هيچگاه حتي در مواردي كه 8 به يك بوديم، ميدان نبرد را ترك نكرديم.»
شاهد گفته اين خلبان، دو نبرد هوايي است كه F-14هاي نيروي هوايي در ماههاي ارديبهشت و خرداد در آنها شركت كردند. در اواسط ارديبهشت ماه يكي از ميراژهاي عراقي در نزديكي تهران توسط F-14 ساقط شد. سپس در روز 18 تير كه آخرين شكار تامكت در جنگ تحميلي به وقوع پيوست، يكي از خلبانان توضيح ميدهد: «ما از ورود به خدمت موشك سوپر 530F آگاه بوده و درباره راهكارهاي مقابله با آن آموزش ديده بوديم. در روز 18 تير يك فروند تامكت، ميراژ F1 عراقي را در حالي كه يك گروه از جنگندههاي سوخوي Su-20 را بر فراز آبادان پشتيباني ميكرد در آسمان متلاشي كرد.
در ادامه، موشكهاي سوپر 530D به كارزار وارد شدند. اين موشك دوربردتر بوده و با قابليت نگاه به پايين بهبود يافته، بيشينه سرعتي حدود 5 ماخ داشت. در روز 28 تير، چهار فروند ميراژ F1EQ-6 به دو فروند F-14 ما نزديك شدند. اين 4 فروند با حركت از سمتهاي مختلف و اخلال شديد الكترونيكي سعي در ناكام نمودن تلاش خلبانان ما در استفاده از موشكهاي AIM-54 داشتند. سپس ميراژهاي مسلح به موشكهاي سوپر 530D درگيري را آغاز نمودند. متاسفانه هر دو تامكت سرنگون شدند! 20 دقيقه بعد ميراژها بازگشته و يك فروند F-4E ما را كه مشغول پيدا كردن موقعيت سقوط تامكتها بود مورد اصابت قرار داده منهدم نمودند.
ستاد فرماندهي نيروي هوايي پس از اين فاجعه به ما گفت: موشكهاي فرانسوي مورد استفاده ميراژها بر روي امواج ساطع شده از رادار AWG-9 قفل ميكنند. پس از اين واقعه بود كه ما متوجه شديم فرانسويها موشك جديد خود يعني 530D را بهطور آزمايشي و براي ارزيابي در نبرد به عراق تحويل دادهاند.
در پايان، نيروي هوايي عراق پس از تحمل تلفاتي عظيم در مقابل نيروي هوايي ايران و به خصوص جنگندههاي F-14 در طول 8 سال نبرد طولاني و خونين، آتشبس را اجرا كرد و به تجاوز وحشيانه خود پايان داد. تامكتها، فانتومها، تايگرها، جمبوها، هركولسها و ديگر هواپيماهاي نيروي هوايي خسته و زخمخورده اما پيروز و سربلند در حالي كه حتي يك وجب از خاك و گوشهاي كوچك از آسمان ايران را به دشمن نداده بودند به آشيانه خود بازگشتند. اما پس از پايان جنگ و به بوته نقد كشيده شدن عملكرد دو كشور در سطح بالا و عملكرد خلبانان نيروي هوايي در سطحي پايينتر، آيا كارنامه ايران با عراق مشابه هم است؟! آيا كار تك تك خلبانان ايراني كه در راه دفاع از اسلام و ايران به ميدان نبرد رفته بودند با پروازهاي سرتيپ خلبان «عدنان الدليمي» كه با افتخار! مردم بيدفاع را آماج حملات شيميايي و زيستي قرار داد و از دست شخص صدام مدال شجاعت گرفت و به دستور سرلشكر ستاد «حميد شعبان» فرمانده وقت نيروي هوايي عراق در دستور صبحگاه ستاد نيروي هوايي مورد تشويق قرار ميگيرد قابل مقايسه است. به ياد داشته باشيم كه نيروي هوايي عراق با زا نو زدن در برابر دلاوريهاي بيبديل تيزپروازان و پدافند هوايي نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران كه حمله به پايگاه هوايي الوليد و نابود كردن قسمت اعظم نيروي هوايي دشمن بر روي زمين در اين عمليات از اين دست محسوب ميشود، 3 بار!!! در طول جنگ نوسازي شد؛ يعني بعثيها در طول عمر نامشروع خود 4 نيروي هوايي براي ارتش عراق خريداري و ساماندهي كردند؛ چه ثروتمند!!
«و اين چنين بود داستان شجاعدلان سرزمين پارس»
«ماموريت انجام شد»
اين مقاله باز هم ادامه دارد!!
-1140x1000w.jpg)